یساری رای مكران(مجموعه ای از برترین وبلاگ نویسان بلوچ)
انجمن وب نویسان بلوچ

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پست ثابت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز       فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز               فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز                                                                                                

استارت توسعه اقتصادی در دستان صنعت کشاورزی

نماینده مردم چابهار ، کنارک و نیکشهر در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه توسعه اقتصادی هر کشوری به کارایی و ترکیب بهینه بخش‌های مختلف اقتصادی اعم از کشاورزی،‌ صنعتی و خدماتی بستگی داردگفت: توجه به بخش کشاورزی به‌ عنوان یکی از عوامل مهم استقلال اقتصادی کشور،از ضروریات پیشرفت و توسعه در هر جامعه‌ای به شمار می‌آید.

 یعقوب جدگال افزود: غذا به عنوان اساسی ترین نیاز بشر، در نگاه اولیه برای تأمین و تهیه آن،ماهیتی کشاورزی و مزروعی دارد ، لیکن برای برانگیختن عزم و اراده ملی تأمل و تعمق در آن را می‌طلبد.

نماینده مردم چابهار، کنارک و نیکشهر در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: درمناطق خشک و نیمه خشک مدیریت مصرف آب برای افزایش بهره وری از منابع آب قابل استحصال و در دسترس نقش مؤثری در توسعه پایدار خواهد داشت واز این روانتخاب روشهای مناسب توزیع آب درسطح مزارع برای افزایش کار آیی آب تحویلی به کشاورزان یکی از راهکارهای مدیریتی مؤثر در راستای ارتقای بهر ه وری در صنعت کشاورزی به شمار می‌آید...

ادامه مطلب

690 مصوبه سفرهای استانی دولت به سیستان و بلوچستان اجرایی شده است

استان زرخیز سیستان و بلوچستان با اجرای 690 مصوبه سه سفر استانی دولت نهم و دهم و تخصیص میلیاردها ریال اعتبار ،گامهای بلند توسعه و پیشرفت را در میدان بزرگ سازندگی طی می كند، اینك سرزمین آیینه و آفتاب و زادگاه رستم دستان در حال پوست انداختن است .

 اجرای پروژههای عظیم گازرسانی، راه آهن، سدسازی، جاده های ترانزیتی، ساخت و توسعه بنادرتجاری - صیادی ، تاسیس نیروگاههای عظیم برق رسانی و حذف مدارس كپری دستاورد تلاش دولت مهرورز در سیستان و بلوچستان است . سیستان و بلوچستان با 190 هزاركیلومترمربع وسعت و بیش از یكهزار و 500 كیلومتر مرزهای دریایی و زمینی در همسایگی عمان، پاكستان و افغانستان و قرارگرفتن در دو كریدور ( گذرگاه ) شمال - جنوب و شرق و غرب كشورهای آسیایی در خاورمیانه و در كنار آبهای آزاد و اقیانوس هند این استان را به لحاظ موقعیت ژئوپلوتیكی نسبت به سایراستانهای كشور متمایز كرده است.

سیستان و بلوچستان با دارابودن تنوع اقلیمی چهارفصل، منابع عظیم طبیعی و معدنی، نیروی انسانی جوان؛ جمعیت بزرگ دانشجویی و اراضی بكر كشاورزی و مستعد دامپروری به تنهایی می تواند علاوه بر تامین نیازهای بخش مهمی از كشور، درآمد ناخالص ملی را نیز در سطح قابل توجهی افزایش دهد.

به گفته كارشناسان اقتصادی و پژوهشگران دانشگاهی، چنانچه از قابلیتها، توانمندیها و ظرفیتهای كشاورزی، دریایی، معدنی ، و بازرگانی سیستان و بلوچستان با مدیریت متخصص و آگاه در هربخش به خوبی استفاده شود نه تنها معضل اشتغال این خطه زرخیز حل خواهد شد بلكه بستر اشتغال دهها هزار جوان جویای كار استانهای همجوار را نیز به خوبی فراهم خواهد كرد.

آیین گشایش نمایشگاه جلوه های خدمت در زاهدان (حضور محمد سعید اربابی)

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان با حضور استاندار سیستان و بلوچستان،محمد سعید اربابی نماینده منتخب حوزه انتخابیه شهرستان های ایرانشهر،سرباز و دلگان و بخش های آشار،بنت،فنوج و لاشار،هدایت الله میر مرادزهی نماینده منتخب شهرستان سراوان و جمعی دیگر از مسوولان استان، در آستانه صدمین سفر استانی دولت به مشهد مقدس، نمایشگاه جلوه های خدمت در زاهدان گشایش یافت.

جهت مشاهده تصاویر به ادامه مطلب مراجعه بکنید...

 

ادامه مطلب

علاج ناامنی در بلوچستان پاکستان رعایت حقوق همه اقوام به ویژه قوم بلوچ است

مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه های نماز جمعه زاهدان با اشاره به مسایل اخیر بلوچستان پاکستان و تاکید بر این نکته که قصد دخالت در مسایل داخلی آن کشور را ندارد گفت: پاکستان یک کشور بزرگ اسلامی و دارای تنوع قومی و مذهبی فراوانی است. وضعیت کشورهایی مانند پاکستان که دارای تنوع قومی و مذهبی و گوناگونی افکار و عقاید هستند، ایجاب می کند که برای رسیدن به وحدت و امنیت ملی و ایجاد همگرایی در جامعه، حقوق همه اقوام و مذاهب را به طور یکسان رعایت کنند. قوم، مذهب و زبانی را بر دیگری ترجیح ندهند. همانگونه که در صدر اسلام رسول گرامی صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین چنین عمل کردند.



مولانا عبدالحمید اظهار داشت: حکومت پاکستان نیز باید حقوق همه اقوام از جمله بلوچهای پاکستان را که در یک منطقه بزرگ و مهم قرار دارند رعایت کند. اگر چه بلوچستان جزئی از کالبد پاکستان است اما از محرومیتهای فرهنگی، اقتصادی و نابرابری رنج می برد. محرومترین نقطه پاکستان که علیرغم برخورداری از معادن غنی و منابع طبیعی ارزشمند، فاقد زمینهای زراعی و امکانات کافی است، منطقه بلوچستان پاکستان است. سطح سواد و معیشت مردم این منطقه بسیار پائین است و دولتهای مرکزی پاکستان به این منطقه کمتر توجه کرده اند. صدای ناامنی و مشکلات از این منطقه به گوش می رسد. بسیاری از مردم به قتل می رسند و ترور می شوند و عده زیادی مفقود شده اند. در خبرها آمده است که مدتی است کویته پاکستان به یک منطقه امنیتی تبدیل شده است و زندگی برای مردم این شهر سخت شده است.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: ما بر این باور هستیم که علاج این ناامنی ها ربودن و کشتن انسانها نیست. کشتن از جانب هر گروه، قوم و دولتی باشد، دشمنی به بار می آورد. ما برادرکشی را درست نمی دانیم بلکه معتقدیم که باید با گفتمان مسایل را حل کرد. حقوق همه اقوام و بویژه قوم بلوچ که با مشکلات عدیده ای مواجه هستند رعایت شود و خواسته های آنان تا آنجائیکه ممکن است برآورده شود. از راه سرکوب و کشتن این آتش خاموش نمی شود. ما برای تمامیت ارضی و امنیت پاکستان احترام قایل هستیم. ناامنی کشورهای همسایه ناامنی ماست و ما خود را در نگرانیها و مشکلات آنان سهیم می دانیم.
وی افزود: توصیه ما به همه کشورها و از جمله پاکستان آن است که اقلیتهای قومی و مذهبی را به طور یکسان و به عنوان شهروندان خود ببینند. به قدرت و امکانات سرکوب خود ننازند. برای دنیای دیگران آخرت خود را نابود نکنند. راه حل این مشکلات فقط در گفتمان و مذاکره، رعایت حقوق مردم و خیرخواهی و گذشت است.
مولانا عبدالحمید گفت: اسلام می گوید که همه را باید با یک دید نگریست. رسول گرامی اسلام در صحرای عرفات فرمودند: عرب بر عجم هیچگونه برتری ندارد.  ما آرزو می کنیم همه ملتها در سایه حکومتهایشان بدون دغدغه و با آرامش و امنیت و آزادی زندگی کنند. رحمت و بخشایش خداوند برای حاکمانی است که ملتهایشان در آرامش بخوابند و خود برای پاسداری از حقوق ملتشان بیدار باشند. خدا را بر آن بنده بخشایش است / که خلق از وجودش در آسایش است.

جمعه, 22 اردیبهشت 1391 ساعت 19:39

منبع:پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین

فوری: حادثه دلخراش خیابان کمر بندی چابهار جان چهار نفر را گرفت.

حادثه خیابان کمربندی چابهار منجر به مرگ چهار نفر  و زخمی شدن یکی دیگر از سرنشینان ماشین سواری لگزز  طلائی شد .


به گزارش خبری سایت دهستان حیط: در حدود ساعت 8:40 دقیقه شب جمعه مورخه 21/2/91 در جاده كمربندی چابهار  از مسیر گلشهر به منطقه آزاد حادثه دلخراش انحراف یك دستگاه خودرو سواری خارجی مدل لگزز  طلائی رنگ و بر اثر سرعت زیاد و برخورد شدید آن به تیر برق و باعث کندن آن از بتن و  منجر به مرگ 4 نفر جوان(دوپسر و یک دختر) و زخمی شدن یك نفر دیگر گردید.

  از 4 نفر فوتی یك نفر دختر بوده كه هویت دقیق آن مشخص نیست  وبه گفته بعضی از مردم اهالی چابهار این دختر در دفتر هواپیمایی مشغول به کار بوده  و با این چهار نفر رابطه متقابلی داشته است .

به گزارش بهرام زهی : راننده و صاحب این سواری مسعود تلاتف فرزند حاجی خدابخش تلاتف(اهل روستای نصیر آباد شهرستان سرباز ) بوده که این نابرده در این حادثه دلخراش جان سپرده است .

هویت دونفر دیگر از جانباختگان در دست نیست و علت این حادثه سرعت غیر مجاز و خواب آلودگی راننده و انحراف به چپ گزارش شده  و این حادثه آسیب های جرحی و فوتی برجای گذاشته است.

وضعیت فرد مجروح و مصدوم که بنام مستعار نبیل بلیده ایی (فرزند عبدالقادر بلیده ایی ساکن کوه میتک شهرستان سرباز )نیز وخیم گزارش شده و ظاهرا از ناحیه کمر به پایین ضربه شدیدی وارد شده و قادر به حرکت نیست  و در بیمارستان امام علی (ع) چابهار بستری می باشد.

موارد مشابه این حادثه هر از چند گاهی در چابهار شنیده می شود كه عوامل مختلفی چون اعتیاد، فساد اخلاقی و عدم نظارت والدین بر فرزندان در آنها نقش دارند.


برداشت مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد

دو کتاب درباره ادبیات بلوچستان به کوشش دکتر عبدالغفور جهاندیده تالیف شده است.

مقدمه

 کوشش دکتر عبدالغفور جهاندیده دو کتاب درباره ادبیات بلوچستان تالیف شده است. اکنون این دو کتاب توسط نشر معین منتشر شده اند. خبرگزاری کتاب به همین مناسبت مصاحبه‌ای با وی ترتیب داده است که متن آن را در ذیل می خوانید.

«منظومه‌های عاشقانه بلوچی» عنوان اثری درباره تحلیل داستان‌های منظوم عاطفی بلوچی از قرن دهم تا دوران قاجاریه است که با گردآوری، مقدمه، ترجمه و تحلیل  دکترعبدالغفور جهاندیده از سوی نشر معین منتشر و راهی بازار کتاب شده است.-

 

عبدالغفور جهاندیده

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «منظومه‌های عاشقانه بلوچی» (تاریخچه و گزارش داستان‌ها، متن کامل منظومه‌ها با آوا‌نویسی و ترجمه، بررسی و تحلیل هر کدام) در ۴۲۸ صفحه از سوی نشر معین به تازگی منتشر شده است.

جهاندیده در گفت‌و‌گو با «ایبنا»، درباره این کتاب توضیح داد: کتاب «سیری در منظومه‌های عاشقانه بلوچی» به بررسی و تحلیل داستان‌های عاشقانه بلوچی و در برخی از موارد، تطبیق این داستان‌ها با منظومه‌های عاشقانه فارسی اختصاص دارد.

وی افزود: کتاب همراه با مقدمه‌ای است و در آن به تعریف شعر عاشقانه، منظومه عاشقانه و جایگاه آن‌ها در بلوچستان می‌پردازد و ویژگی‌های شعر و منظومه‌های عاشقانه را برمی‌شمارد.

جهاندیده در پاسخ به پرسشی مبنی بر روند پژوهشی‌اش در این اثر و این‌که منظومه‌های عاشقانه بلوچی از چه سالی در این کتاب بررسی و معرفی شده‌اند، گفت: پژوهش‌های من بیشتر میدانی بوده است، اما در بخش تطبیق‌ها و توضیحات از منابع مهمی که در دسترس بوده است، استفاده کرده‌ام. ادبیات کلاسیک و کهن بلوچی را به‌طور عمده شعر و منظومه تشکیل می‌دهد.

وی در ادامه تشریح کرد: تا یک قرن پیش این ادبیات کتابت نمی‌شد و حتی بسیاری از منظومه‌ها و اشعار تا زمان حال گردآوری و ثبت نشده‌اند، بنابراین ادبیات بلوچی کلاسیک بیشتر شفاهی بوده است. از حدود ۱۰ سال پیش گردآوری این داستان‌ها و منظومه‌ها را آغاز کرده‌ام، تا این‌که اخیرا آن‌ها را به صورت کتاب درآورده و منتشر کرده‌ام. این کتاب داستان‌های منظوم عاشقانه از قرن دهم قمری (پانزدهم میلادی) تا زمان قاجاریه را شامل می‌شود.

این پژوهشگر درباره نام منظومه‌سرایانی که در این کتاب اشعارشان گردآوری شده است اظهار کرد: سراینده قریب به اتفاق این منظومه‌ها، هم منظومه‌های عاشقانه‌ و هم منظومه‌های حماسی مشخص نیست. این اشعار بین مردم مانده‌اند. البته برخی از آن‌ها منسوب به شاعرانی در زمان گذشته هستند ولی هیچ‌کدام قطعی نیست.

وی افزود: این منظومه‌ها به‌طور حتم سراینده نخستینی داشته‌اند، اما خنیاگران و راویان باذوق، به علت شفاهی بودن در طول تاریخ بخش‌هایی را به این آثار افزوده‌اند.

به گفته جهاندیده برخی از مهم‌ترین منظومه‌های عاشقانه، که در این کتاب آمده، عبارت است از: «هانی و شَیمُرید»، «شهداد و مهناز»، «سَسّی و پُنّو»، «شیرین و دوستین»، « کیّا و سدو» و «عزت و مَیرُک» .

وی در ادامه به ارایه توضیحاتی درباره ساختار، محتوا و دیگر ویژگی‌های این کتاب پرداخت و گفت: این کتاب همچنان‌که از نامش پیداست، داستان‌های منظومی را شامل می‌شود که در طی صدها سال سروده شده‌اند و خنیاگران، نقالان و راویان آن‌ها را تا زمان ما سینه به سینه نقل کرده‌اند. هر داستان به‌طور معمول دارای چندین روایت یا منظومه است.

این استاد دانشگاه در ادامه توضیح داد: همه این منظومه‌ها به زبان بلوچی، و روان و فصیح هستند. در این اثر پس از ‌آن‌که متن اصلی هر منظومه را تصحیح کرده‌ام، برای افرادی، که زبان بلوچی را نمی‌توانند بخوانند با خط لاتین آن ‌را آوانگاری کرده و در صفحه مقابل ترجمه فارسی آن‌را نیز آورده‌ام.

وی در پایان یادآور شد: علاوه بر این گزارش هر داستان همراه با تحلیل، بررسی و تطبیق با داستان‌های دیگر، به‌ویژه منظومه‌های عاشقانه معروف فارسی به‌طور مستقل ارایه شده است.
عبدالغفور جهاندیده، متولد ۱۳۴۷، فارغ‌التحصیل مقطع دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی و استادیار دانشگاه علوم دریایی چابهار است.

«شرح منظومه مکران» (سروده‌ای از مولوی عبدالله روانبند) و «دیوان روانبند: مجموعه اشعار فارسی و عربی و گزیده‌ای از اشعار بلوچی مولوی محمدعبدالله روانبند پیشینی) از دیگر کتاب‌هایی هستند، که پیش‌تر، با

ترجمه، مقدمه، تصحیح و توضیحات جهاندیده به ترتیب از سوی انتشارات کوله‌پشتی و بام دنیا منتشر شده‌اند.

همچنین همزمان با کتاب «منظومه‌های عاشقانه بلوچی» کتاب دیگری با عنوان «حماسه‌سرایی در بلوچستان» از این پژوهشگر منتشر شده است. گفت‌و‌گو با جهاندیده پیرامون این اثر نیز متعاقبا در «ایبنا» منتشر خواهد شد.

منبع:http://mostafadaneshvar.com/tag/فرهنگ-بلوچ

نماینده منتخب روز معلم را از نزدیک به معلمان بخش سرباز تبریک گفت

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان محمد سعید اربابی  منتخب مردم حوزه انتخابیه شهرستانهای ایرانشهر،سرباز و دلگان و بخش های بنت،فنوج،لاشار و آشار در مراسم روز معلم در بخش سرباز(کلات) شرکت کرد.

در این مراسم که با حضور مسوولین ادارت بخش سرباز برگزار شد،محمد سعید اربابی در سخنانی روز معلم را به همه معلمان عزیز و زحمتکش تبریک گفت، وی با بیان اینکه معلمان قشر بسیار زحمتکشی هستند از معلمان خود در دوران ابتدایی و راهنمایی تشکر و قدردانی ویژه ای کرد.

منتخب مردم به روز نبودن و نبود خلاقیت را از مشکلات آموزش و پرورش دانست و افزود:متاسفانه به دلیل عدم وجود فضاهای شاد در مدارس دیگر شاهد شادی و نشاط در مدارس نیستیم.اربابی افزود:انگیزه کارکنان آموزش و پرورش کاهش یافته و دچار نوعی فرسودگی علمی،فکری و روحی شده است.که یکی از مهمترین چالشهای آموزش و پرورش نیز همین موضوع است.وی توسعه پایدار را شامل توسعه همه جانبه فرهنگی،سیاسی،اجتماعی و فنی دانست.و یاد آور شد: پرهیز از روزمرگی و توجه به آینده نگری، پرهیز از سطحی نگری و ظاهر بینی، پرهیز از شتاب زدگی،بی دقتی و سهل انگاری و همچنین پرهیز از بی نظمی و کندی و یا تندی در انجام برنامه ها  را از عوامل توسعه پایدار در بخش آموزش و پرورش دانست.

در پایان این مراسم به بیست و سه نفر از معلمان نمونه بخش سربازجوایزی اهداءشد.در این مراسم همچنین دو نفر از دانش آموزان نمونه بخش سرباز از طرف نماینده منتخب جوایزی دریافت کردند.

اشكان اروند و سال تولید ملی!!!

این چند سخن با دوستی بنام آقای اروند است كه با راه اندازی وبلاگی در سالهای اخیر بنام ارتباط ایرانشهر و نفوذ در فضای مجازی ، حل مشكلات شهر ایرانشهر را با فشار بر مسئولان بومی!!!!(كه چند صباحی است در میهن عزیزشان توفیق خدمت پیدا كرده اند) سرلوحه وظیفه خطیر اطلاع رسانی خود قرار داده است.

مطالب بسیار زیبایی را با نقادی حرفه ای خود و البته با تمركزی 85 درصدی بر شهرداری و شورای شهر و نماینده مجلس!!! ایراد و سعی دارد با واقع گرایی مثال زدنیش !!!! تمام مشكلات شهر خود را كه نشات گرفته از عملكرد این عزیزان است را رفع و جزیره ای فاضله از شهر خود بسازد.

اطلاع رسانی و نقد مطالب غیر قابل انكار هست اما مهمتر آن است كه شخص نقاد باید اندك سوادی از شرایط منطقه ، میزان مسئولیت افراد در جامعه ، ارائه راهكارها و ...  هم داشته باشد و البته از این مهمتر هم نباید فضای دروغ پراكنی و شایعه سازی بی اساس را راه بیندازد كه متاسفانه مجموعه ای از مستندات، ناشی از شیوع برخی از دروغهای بی اساس در این وبلاگ به وفور یافت میشود.

امروزه حریم خصوصی مسئولین بومی توسط آقای اروند در معرض خطراتی است که پیش از فناوری اطلاعات هرگز در محیط با اخلاق و سالم بلوچستان پیش نیامده است ، همان طور که پیش از پیدایش فناوری الکتریسته هیچ کس در معرض خطر برق گرفتگی نبوده است. حال باید مواظب باشید جرقه الکترونیک گرفتگی ، حریم خصوصی شما را به آتش نکشد!

جناب آقای اروند،به همان میزان كه یك فرد میتواند در فضای واقعی دروغ، تهمت و ... را رواج دهد در فضای مجازی نیز یك كاربر میتواند با نوشتن یك مطلب به دروغ باعث تهمت زدن به كسی شود كه هیچ تفاوتی با فضای واقعی ندارد...

ادامه مطلب

قطع اینترنت و تلفن همراه در چابهار باعث بروز مشكلاتی شد

قطع اینترنت و اختلال در تلفن های همراه شهروندان چابهار طی روز گذشته /دوشنبه/ باعث بروز مشكلاتی شد.

به گزارش ایرنا، این مشكل كه حدود 11 ساعت طول كشید باعث اختلال در امور كار برخی مشتركان و كاربران چابهاری شد.

مهران مرادی معاون اداره مخابرات شهرستان چابهار در این رابطه به ایرنا گفت: علت قطع و اختلال تلفن های همراه، ثابت و اینترنت در این شهرستان به دلیل پارگی فیبرنوری در شهر جكیگور بوده است و این موضوع به حوزه كار شركت ارتباطات زیرساخت مرتبط است.

قادربخش امیری مسوول مركز شركت ارتباطات زیرساخت چابهار نیز با تایید قطع فیبرنوری در جكیگور گفت: كارشناسانی از زاهدان و ایرانشهر عیوب و نواقص بوجود آمده ناشی از این مشكل را برطرف كردند.

دیدار منتخب مردم ایرانشهر با مدیر کل گمرک چابهار

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان در ادامه دیدارهای اداری منتخب مردم حوزه انتخابیه شهرستان های ایرانشهر،سرباز،دلگان و بخشهای بنت،فنوج،لاشار و آشار آقای محمد سعید اربابی روز سه شنبه در دیدار با مدیر کل گمرک چابهارتشریح کرد که توسعه و پیشرفت استان سیستان و بلوچستان با تمرکز بر بندر چابهار و رونق حمل و نقل تجاری در این بندر رقم خواهد خورد.وی خواستار تعامل متقابل تمامی دستگاهها و نمایندگان استان جهت تحقق شعارهای توسعه جنوب شرق کشور شد.

در ادامه این دیدار نماینده منتخب از مدیر کل گمرک چابهار خواست در خصوص استقرار تمامی امکانات و نیروی انسانی در مرز پیشین جهت استفاده از ظرفیت های مرز مذکور همکاری لازم را بعمل آورد.ایشان اضافه نمودند:بدلیل وجود شاخصهای بسیار بالای شهرستان ایرانشهر در زمینه ایجاد یک نقطه تجارت و قطب صنعتی اداره کل گمرک جنوب استان نیز برای استقرار منطقه ویژه اقتصادی در ایرانشهر مساعدت لازم را بعمل آورد.

آقای حمید ظریف مدیر کل گمرک چابهار نیز با تشریح اقدامات انجام شده در سه سال اخیر،ضمن ابراز رضایت از جلسه با منتخب مردم ایرانشهر،به ایشان قول مساعد دادند که در تمامی زمینه های گمرکی همکاری در خور شایسته مردم عزیز منطقه خواهند داشت.

دیدار نماینده منتخب با مردم دهستان نسکند

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان محمد سعید اربابی منتخب مردم حوزه انتخابیه شهرستان های ایرانشهر،سرباز و دلگان و بخش های آشار،بنت،فنوج و لاشار در ادامه دیدارهای عمومی خود با مردم دهستان نسکند و روستاهای سرداب و کارچان بخش سرباز دیدار و با مردم این مناطق گفتگو کرد.

بر پایه این گزارش نماینده منتخب ضمن تقدیر و تشکر از حضور مردم این مناطق در انتخابات مجلس شورای اسلامی از کلیه اعضای شورای اسلامی و دهیاران مناطق مختلف خواست تا مشکلات این مناطق را به وی انتقال بدهند.

محمد سعید اربابی همچنین در برنامه ای دیگر به روستای خیرآباد شهرستان ایرانشهر مسافرت کرد و با مردم این منطقه نیز به بحث و گفتگو نشست.

روستای خیر آباد در دوازده کیلومتری شهرستان ایرانشهر قرار دارد و  مردم این روستا با جمعیتی بالغ بر ششصد خانوار با مشکلاتی همچون افت ولتاژ برق،نبود مرکز بهداشت و ...رنج میبرند،همچنین این روستا فاقد شورای اسلامی میباشد.در این دیدار عبدالعزیز بلوچزهی رئیس شورای اسلامی استان سیستان و بلوچستان و چند تن از اعضای شورای استان نماینده منتخب را همراهی میکردند. 

حکایتهای بلوچستان در گفتگوی با دکتر محمود زند مقدم

راوی آدم‌های سه‌ قران و صناری

پژمان موسوی- «حکایت بلوچ، تلفیق موفقی است از شیوه تصویر هنرمندانه فضاها با آدم‌ها و با آگاهی‌های مورد نیاز در مردم‌شناسی.» این گفته احمد اشرف اندیشه‌مند شهیر ایرانی، شاید بهترین وصف برای اثر ماندگار فردی باشد که ۴۷ سالِ تمام را با مردمان بلوچ «زیسته» است؛ همو که با وجود در اختیار داشتن مدرک دکترا از انگلستان آن هم در زمانه‌ای که کم‌تر کسی اساساً مدرکی مشابه با او در اختیار داشت، ترجیح داد به جای پست و مقام، راه بلوچستان را در پیش گیرد و با کوششی مثال‌زدنی، یکی از برجسته‌ترین تک‌نگاری‌های اجتماعی را به رشته تحریر درآورد.

              Binder1-50 (2)-last.jpg

 

                    

انجمن پژوهشی ایرانشهر

ادامه مطلب

با انتخاب نماینده زابل،نمایندگان استان در مجلس نهم مشخص شدند

 به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان هشت نماینده استان سیستان و بلوچستان در مجلس نهم،با انتخاب نماینده منتخب شهرستان های زابل،زهك و هیرمند مشخص شدند.

بر پایه این گزارش برای اولین بار در تاریخ استان سیستان و بلوچستان یك نماینده زن توانسته است حائز اكثریت آرای حوزه انتخابیه شهرستان های زابل،زهك و هیرمند شود.اسامی نمایندگان راه یافته به مجلس نهم در استان سیستان و بلوچستان به شرح زیر میباشد:

در حوزه انتخابیه چابهار، کنارک و نیکشهر:حاج یعقوب جدگال در دور نخست انتخابات توانست به مجلس نهم راه پیدا کند.یعقوب جدگال، نمایندگی مردم این حوزه انتخابیه را در مجلس هشتم نیز برعهده دارد.

در حوزه انتخابیه زاهدان: حسینعلی شهریاری و ناصر کاشانی در دور نخست انتخابات توانستند به مجلس نهم راه پیدا کنند.حسینعلی شهریاری و پیمان فروزش نمایندگان این حوزه انتخابیه در مجلس هشتم هستند...

ادامه مطلب

اولین جلسه سرپرست دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر با پرسنل بهداشت و درمان

در مورخ 11 اردیبهشت سال 91 ، آقای دکتر معین سرپرست دانشکده علوم پزشکی ایرانشهر اولین جلسه خود را با پرسنل بخش بهداشت و درمان شهرستان برگزار نمودند .

 ایشان با بیان فرصتهای از دست رفته و نگاهی امیدوارانه در جهت خدمت و باور توانایی هایی منطقه و نیروهای بومی ، عزم راسخ خویش را در جهت سرعت بخشیدن به فرایند تواناسازی و آماده سازی بستر شهرستان به منظور توسعه در عرصه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی شهرستان جزم نمودند و با اتکا به خداوند از کلیه نیروهای شاغل و مسئولین شهرستانی خواستند که همه با هم ، هم دل و هماهنگ و متوکلانه ، در جهت پیشبرد اهداف نظام مقدس اسلامی در مسیر خواستگاه به حق مردم منطقه گام بردارند و از این فرصت و نعمت الهی بهرمند گردند .

وی افزود شرایط منطقه به طور غیر قابل تصوری از نظر جغرافیایی و منطقه ای ویژه بوده و منابع عظیم انسانی و استعدادهای کشاورزی و سایر موارد موهبتی استثنائی بوده و حتی شهرستان قابلیت جذب توریست در بخش بهداشت و درمان را در منطقه داراست و با برقراری دانشکده و توسعه دانشکده به دانشگاه علوم پزشکی بستر شهرستان به سمت توسعه و عدالت گام بر خواهد داشت و شاخص های فرهنگی و اجتماعی دچار تحول خواهد گردید و پیامد آن بسیاری از شاخص های مرتبط توسعه من جمله اشتغال شاهد دگرگونی و رشد خواهد بود .

ایشان ایجاد فرودگاه بخش بهداشت و درمان را نیز خارج از تصور ندانسته و گفتند : حتی توسعه در چنین زمینه هایی نیز می تواند صورت بپذیرد اما این افق و چشم انداز ماست و امروز باید با امکانات موجود آغاز کنیم .

ایشان همت خود را به تنهایی در جهت طی مسیر کافی ندانسته و خواهان همراهی و هم دلی همه خادمان عرصه بهداشت و سلامت و سایر مسئولین و مردم شهرستان  شدند و با بیان خاطره ای امکان محقق شدن خواسته های مردم منطقه را با توجه به نگاه و حمایت ویژه رهبر بزرگوار جمهوری اسلامی ایران و سایر مسئولین به شهر ولایت ، را فراهم دانستند.

منبع:سایت مركز بهداشت ایرانشهر

 

بی حجابی از نشانه های جاهلیت است

امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز جمعه این هفته به مسأله حجاب در جامعه اشاره کرد و گفت: بی حجابی و بدحجابی در شأن یک خواهر مسلمان نیست. مسلمان یعنی کسی که از دستورات شریعت و برنامه های کامل و جامع آنحضرت الله صلی الله علیه وسلم استفاده کرده و پیروی نماید.

مولوی عبدالحمید خاطر نشان كرد:شایسته زن مسلمان نیست که لباس های قیمتی بپوشد و طلا و جواهرش را برای بیگانگان ظاهر کند. قرآن عظیم الشأن خطاب به زنان می فرماید: «ولاتبرجن تبرج الجاهلیة الاولی» قرآن در نص صریح می فرماید که خواهران زینت خود را جلوی مردان بیگانه ظاهر نکنند. زنانی که عطر می زنند و در بازار به راه می افتند و بوی عطر آنها به مشام مردان بیگانه می رسد، در احادیث بسیار مورد تهدید و نکوهش قرار گرفته اند. اینگونه زنان، زنان بی بند و باری هستند که پایبند مسائل اسلامی نیستند. حیا یکی از شعبه های بزرگ درخت ایمان است. شجره طیبه ایمان هفتاد و اندی شاخه و شعبه دارد، که یکی از بزرگترین شاخه های این درخت "حیا" است.
ایشان در ادامه افزود: تقلیدهای غلط از برنامه های ماهواره ای موجب ترویج بی حیایی و بی حجابی در جامعه شده است. اما باید توجه داشت؛ آنهایی که در حالت نیمه برهنه در برنامه های ماهواره ای ظاهر می شوند افرادی کوتاه فکر و عقب مانده هستند که آثار جاهلیت در آنها وجود دارد. ارزش زن بر خلاف آنچه که در ماهواره ها تبلیغ می شود در برهنگی و بی حیایی نیست، بلکه در کسب علم و دانش و اخلاق است.
وی افزود: زن نمونه و مترقی، زنی است که حضرت زهرا، حضرت عایشه صدیقه، حضرت خدیجه، حضرت مریم و حضرت آسیه- رضی الله عنهن- را الگو و اسوه خویش قرار دهد و با کسب علم و دانش در کنار مردان در جهت پیشرفت جامعه تلاش نماید.
مولانا عبدالحمید در پایان تاکید کرد: برای زن مسلمان ننگ است که حجاب اسلامی را رعایت نکند.

یک انتصاب و دو کلمه حرف حساب!!

در خبر ها آمده بود که دانشکده پرستاری و مامایی ایرانشهر به دانشگاه ارتقا پیدا کرد.

امری که مردم ایرانشهر سالها بود بدنبال آن بوده و انتظارش را می کشیدند.ضمن تبریک به مردم استان به جهت اضافه شدن یک دانشگاه دیگر و فراهم شدن فرصت ادامه تحصیل برای تعداد بیشتری از جوانان سیستان و بلوچستان  و تشکر از دولت محترم بابت این اقدام ارزشمند به نکاتی چند در مورد تاثیر راه اندازی این دانشگاه در بهبود وضعیت بهداشت و درمان جنوب استان که نظر شاخصهای توسعه نسبت دیگر مناطق استان و کشور در سطح پایینتری قرار دارد و نیزانتصاب سرپرست این دانشگاه اشاره می کنم ..

 دکتر شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در این میان نیز بحث دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر را مطرح کرد و خبر از راه اندازی آن در آینده نزدیک داد و با اشاره به دکتر امینی فرد و دکتر اریش هر دو فوق تخصص چشم پزشکی و هر دو از ایرانشهر، گفت :"که باید با خانم دکتر (وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی ) صحبت کنیم که یکی از این آقایان دکتر(اریش،امینی فرد)به عنوان ریس دانشگاه انتخاب بشوند و...

 

 

ادامه مطلب

فوری:جوان 22 ساله در شهرستان چابهار به قتل رسید

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان یک جوان ۲۲ ساله در شهرستان چابهار با شلیک  چندین گلوله توسط افراد ناشناس به قتل رسید.

بر پایه این گزارش مقتول با شلیک بیش از پنج گلوله در منزل یکی از دوستان خود به قتل رسیده است.

مقتول که میثم داوری نام دارد.ظهر روز سه شنبه،پس از اینکه چهار نفر وی و یکی از همراهانش را تعقیب میکرده اند در محله ای اطراف اداره پست مرکزی چابهار مبادرت به این کار کرده اند.

برابر خبرهای رسیده به اخبار بلوچ و بلوچستان پس از اینکه قاتلین با شلیک چندین گلوله فرد مذکور را از پای در آوردند سعی کرد ه اند همراه وی را هم که در نزدیکی مقتول بوده را  به قتل برسانند،که خوشبختانه به دلیل استفاده زیاد از گلوله ها برای کشتن مقتول و عمل نکردن به موقع کلت کمری همراه مقتول موفق میشود از صحنه فرار کرده و اهالی را مطلع سازد.

یکی از نزدیکان مقتول در گفتگو با اخبار بلوچ و بلوچستان ضمن تایید جزئیات این حادثه با بیان اینکه مقتول هیچ گونه اختلاف و یا مشکلی با اطرافیان خود نداشته است یاد آور شد: متاسفانه قاتلین بعد از اینکه مقتول را به قتل رسانیده اند بارها سعی کرده اند تا همراه وی را که حلیم نام دارد و آنان را دیده است را هم به قتل برسانند و حتی مبادرت به تیر اندازی در روزهای بعد کرده اند که تاکنون موفق به این کار نشده اند.وی برای جان حلیم ابراز نگرانی کرد و خواستار مسلح کردن وی توسط مقامات مربوطه شد.

وی که خواست نامش فاش نشود مسائل خانوادگی و ... را در بروز این حادثه محتمل دانست.

میثم داوری اهل بخش قصرقند شهرستان نیکشهر می باشد که در شهرستان چابهار سکونت داشته است.

اخبار بلوچ و بلوچستان  ضمن تسلیت به  خانواده آن مرحوم به خصوص پدر بزرگوار ایشان جناب آقای صادق داوری از خداوند متعال  صبر جزیل خواستار است.  

فوری:درگیری در پیردان بخش سرباز منجر به کشته شدن یک نفر شد

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان بر اثر درگیری در روستای پیردان بخش سرباز یک نفر کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند.

بر پایه این گزارش سه نفر از ساکنین روستای نصیر آباد که سوار بر خودروی زانتیای خود بودند در روستای پیردان مورد حمله افراد مسلح قرار گرفتند.

پس از اینکه مهاجمان با تیراندازی به وسیله سلاح کلاشنیکف مبادرت به این کار کردند،از صحنه متواری شده و فرار کردند.بر اثر این حمله یک نفر از آنان به هویت محمد نعیم تلاتف در دم جان باخت و دو نفر دیگر به نام های مسلم  ت و یحیی ب  که همراه شخص مورد نظر  بودند به شدت زخمی شده و به بیمارستان شهرستان ایرانشهر انتقال داده شدند.گزارش هایی که تاکنون در اختیار اخبار بلوچ و بلوچستان قرار گرفته نشان میدهد وضعیت عمومی زخمی شدگان چندان رضایت بخش نیست.

همین الان لیوان هاتون رو زمین بذارید

همین الان لیوان هاتون رو زمین بذارید

استادی درشروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟ 

 شاگردان جواب دادند  50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........ استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا" وزنش چقدراست . اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . استاد پرسید :خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟ یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.

حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

شاگرد دیگری جسارتا" گفت : دست تان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا" کارتان به بیمارستان خواهد کشید ....... و همه شاگردان خندیدند . استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ درعوض من چه باید بکنم ؟

شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت : دقیقا" مشکلات زندگی هم مثل همین است . اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید ، به درد خواهند آمد . اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند . هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ، برآیید! پس همین الان لیوان هاتون رو زمین بذارید

      

داستان کوتاه زندگی زیباست

مردی تاجر در حیاط  قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود.

تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت . اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد...تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند ، رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟

درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم...مرد بازرگان به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود...!علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم.از آنجایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم.مرد در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود.علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر مرد تاجر که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم بهترین باشم...دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم ‏(چارلی چاپلین)

داستان واقعی مردصحرا حیاتان

داستان مرد صحرا(حیاتان)

کودکی از نژاد قبیله رند در بلوچستان پاکستان در دهکده ملونگ از ناحیه گوادر چشم به جهان گشود پدرش قادربخش نام او را حیاتان نام نهاد و در سنین کودکی پدر و مادرش را از دست داد این کودک در دهکده ای دور افتاده و خالی از سکنه و از خانواده عشایر بدنیا آمدو سرپرستی او را خاله اش بنام شمس خاتون برعهده گرفت  و خاله وی سه پسر داشت بنام های محمدشرف و گاجی خان و مدیخان بود زمان کودکی به خوشی سپری شد در کنار پسرخاله های خود احساس تنهایی نمی کند و سایر مردم محله او را جوانی نیرومند و نترس می دیدند و در امر کارهای کشاورزی و دامداری به آنها کمک می کرد و چندین سال به همین منوال سپری شد و او یک عادت بدی داشت و هرکسی با او دعوا می کرد از شدت مرگ کتک می خورد و او را نیمه جان بر زمین می انداخت وقتی به دوران جوانی رسید شوق خاصی برای شکارداشت برای امر معاش به شهر های مجاور  رفت  و چندین ماه به دیار خود باز نگشت و کار می کرد پول ان را پس انداز می کرد و دوران جوانی شکار را دوست می داشت و زمانی که می خواست به دهکده خود برگردد مقداری تیر و یک اسلحه خرید تا به وسیله آن تا در جنگل های اطراف دهکده ملونگ به شکار بپردازد این اسلحه بازی و شکار موجب شد که روز به روز مهارت وی به شکار بیشتر شود و مردم روستا و از خشم و بیم حیاتان  می ترسیدند گمان می کردند که اگر با او بحس بکنند بتقدیر گشته خواهند شد دور از گمان های مردم حیاتان مردی تند مزاج و و پاک و شخصیت والایی داشت نه چشم چران و نه کار بدی از او سرزده بود سالها گذشت در دهکده ملونگ کوچکترین اتفاقی نیافتاد.

کم کم حیاتان در اطراف دهکده ملونگ و روستاهای مجاورآن به نام سردار حیاتان معروف شد  زیرا او میار جل و میار دار بود یعنی پناهنده را پناه می داد گرچه جانش در خطر بود و مردی شجاع و مهمان نواز و نترس بود و مخالف ناسزا بود همیشه امر به معروف و نهی از منکر می کرد اگر کسی از اقوام یا سایر مردم به او بد رفتاری می کردند چشم پوشی می کرد و آن را نادیده می گرفت

روزها و ماه ها به همین منوال سپری شد مرد صحرا حیاتان در تمام شهرها به عنوان مردی شجاع و مهمان نواز مشهور شد و میار جلی او موجب شد  که سربازان حکومتی برای دستگیری وی و پناهنده گانش به دهکده ملونگ هجوم آوردند و سربازان توسط حیاتان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و کشته شدند. بعد از آن متواری می شود  و از قضا روزی حیاتان توسط ماموران هدف گلوله قرار می گیرد این اتفاق زمانی رخ داد  که مرد صحرا از پناهگاه خود بیرون آمده بود و می خواست برای همراهان اب بیاورد  و از ناحیه گردن گلوله اصابت می کند  و در این هنگام باز متواری می شود  و چندین ماه از مرد صحرا خبری نمی شود و همه مردم و خویشاوندان وی گمان می کنند که که به شهادت رسیده است مراسم به پا می کنند و سوگواری می کنند و بعد از ماهها به دهکده برمی گردد و سراغی از مادر(خاله) خود می گیرد مادری که او را از جان دل  دوست و با زحمت بزرگ کرده بود  خاله او از دیدنش بسیار خوشحال می شود و به مردمان ده  جشن و سرور و شادمانی برپا می کنند سالها و ماهها سپری می شود .

روزی از روزها حیاتان از شدت خستگی به خانه بازگشت و از خاله مهربان خود آب و غذایی خواست  خاله او گفت :عزیزم صبر داشته باش برای تو غذا درست می کنم ولی در حال حاضر چیزی در خانه نیست  حیاتان با لحنی تند به خاله خود می گوید:  تو بجای پسر این همه دختر زایمان کردی کجایند که بار سنگین تو را بر دوش بکشند. این سخن مرد صحرا کنایه بود چون خاله بیچاره او اصلا دختری نداشت در این هنگام از شدت عصبانیت نسبت به مولاداد و کینه ای که در دل داشت بود خانه را ترک می کند و به سوی جنگل روانه می شود در مسیر راه به شخصی بنام مولاداد هوت برمی خورد که در اطراف دهکده و نزدیکی جنگل  آنها مشغول جمع آوری هیزم بود چون خرید و فروش چوب در گوادر یک نوع  کاسبی بود حیاتان نزدیکی مولاداد می رسد با خود می گوید:گرگی که مرا شیر دهد میش من است و میشی که مرا نیش زند گرگ من است نزدیک تر که می رسد سلام می کند و کینه ای هم نسبت به او دارد به ظاهر ابراز نمی کند تا اینکه در جمع آوری هیزم به او کمک می کند او خیالش نسبت به حیاتان راحت می شود مرد صحرا چوبی بر می دارد بطوری که او مشکوک نشود پشت سر او می رود در این هنگام مولاداد بی خیال از قضیه بود فرصت را غنیمت می شمارد و چوب را محکم به گیج گاه او می کوبد و وی در دم جان می دهد .فرد مزکور به قتل میرسد باز مرد صحرای  به پناهگاهی  که در اعماق کوهها درست کرده بود رفت مردم با صدای گلوله های تفنگ با عجله خود را به صحنه می رسانند و می بینند که مولاداد در دم  با اولین ضربه چوب جان داده بود و به خانواده مزکور خبر می دهند و آنها جسد را بردندو بعد از نماز و تدفین نموده و برادران مولاداد قسم خوردند که انتقامش را از حیاتان خواهند گرفت.

ماجرای کینه حیاتان نسبت به مولاداد به این صورت بود که روزی از روزها عموی او بنام گاجی فرزند مزار مشغول کار در مزرعه بود مولادادهوت با سخنانی ناسزا و نیشخند خطاب به گاجی می گوید که شترهایت را در جایی ببند چون شترهای شما تمام محصول مزرعه من را ویران کرده اند گاجی جواب می دهد که راه شترها بین زمین من و شما قرار دارد راه دیگری نیست بحس دو طرف طولانی می شود مولاداد چوبی برمی دارد و محکم به کله گاجی می کوبد گاجی بیچاره با سر و روی خون آلود به خانه بر می گردد حیاتان در آن لحظه خانه بود از عمویش سوال می کند : چه شده سر و رویت خون آلوده گاجی می گوید چیزی نیست من از شتر افتادم سرم به سنگ خورد نگران نباش باز حیاتان ولکن قضیه نمی شود و گاجی مجبور می شود ماجرا را برای او تعریف کند حیاتان بعد از شنیدن این سخنان عمویش حیرت زده و چهره اش سرخ می شود و به فکر بدی می افتد خلاصه به قتل رسیدن هوت مولاداد  ماجرایش به این صورت بود.

مردصحرا که مدتی متواری بود و این امر موجب شد یکی از پسرخاله های وی که گاجی خان نام داشت توسط برادر مولاداد هوت  در مزرعه ای مشغول کار بود کشته می شود . خبر کشته شدن گاجی خان به حیاتان می رسد و او به فکر انتقام برادر شیری خود می افتد و سر انجام بعد از چندین ماه چند نفر از اقوام نزدیک آنها را در نزدیکی شهر گوادر به قتل می رساند .

 شخصیت  و رفتارحیاتان بعد از کشتن مولاداد هوت تغییر می کند تا جایی می رسد  که احترام واعتماد خود را در کنار گروهی ازمردم دست می دهدبجایی که او را بعنوان سردار خطاب کنند او را فردی جانی خطاب می کردند ولی در پیش قبیله خود عزیز بود .

روزی از روزها حیاتان به همراهی عبدالرحمن  در حال حرکت به سوی شهر گوادر بودند در نزدیکی شهر گوادر روستایی بود و شب هنگام فرا رسیده بود و  برای استراحت منزل شخصی بنام لاغر و مسکان رفتند و حیاتان به همراهی خود آرد سهرو داشت می خواستند این آرد ها را در گوادر بفروشد و آزوقه ای بخرند در این هنگام عبدالرحمن به حیاتان خبر می دهد که لاغر و مسکان آردهای شما را دزدیده اند حیاتان به مسکان می گوید: چرا آردهای مرا دزدیدی  شرم نداری که اموال مهمان خود را به غارت می بری خلاصه بس طولانی می شود و بجای بار یک می کشد و در این هنگام  حیاتان وی را به قتل می رساند  فورا آنجا را ترک می کند و خبر کشته شدن لاغر و مسکان به گوش والی شهر می رسد سربازان حکومتی حیاتان را در محله ای بنام سُر (دهکده ای در اطراف شهر گوادر) دستگیر و تحویل والی شهر می دهند( در آن زمان گوادر جزئی از کشور مسقط بود) و در زندان گوادر مرد شکنجه قرار می گیرد و چندین ماه در زندان می ماند و والی شهر او را به زندان جلالیه مسقط انتقال می دهند در این هنگام خاله او از دوری حیاتان از خدای خود نزر می کند و گریه می کند و می گوید خدایا جانم را بگیر و فرزندم را از من نگیر نور چشمانم را از من بگیر ولی فرزندم را به من برگردان حیاتان در زندان جلالیه منتقل شده بود به گفته خود حیاتان او را لخت در دیگ هایی که روغن سرخ داشت برای شکنجه می گذاشتند سالها گذشت مسقط دچار جنگ شد در این موقع حاکم مسقط بجای سربازان از زندانیان هم کمک گرفت حیاتان را به جنگ اعزام کردند گویی او در میان امواج تیر های دشمن بود و تیر اندازی می کرد و چندین سرباز دشمن را به قتل رسانده بود و در این جنگ توانست فرمانده و جنرال لشکر انگلیس را به قتل برساند مسقط در این جنگ پیروز شد حاکم مسقط از والی شهر خواست  که حیاتان را نزد وی بیاورند او شخصی نیست که او را بکشیم  و والی حیاتان را نزد حاکم برد و حاکم از او خواست که در ارتش حکومتی به عنوان افسر فعالیت نماید و در آن شهر ازدواج کند ولی حیاتان با نظر حاکم مخالفت می کند و درخواست آزادی او توسط حاکم صادر می شود و او بعد از آزادی از راه گوادر به تربت بعد به دهکده ملونگ برمی گردد ونزد خاله شمس خاتون می رود و می بیند که چشمان او از شدت گریه کور شده است چون دعای او مستجاب شده بود .مردم دهکده از آزادی حیاتان جشن و سرور برپا کردند .

خاطره مردصحرا و مراد فرزند فقیر

روزی از روزها  مراد در مزرعه حیاتان شروع بکار بود و فصل درو محصول فرا رسیده بود و مراد تمام محصول(ذرت و سهرو ) را درو کرده بود و آنها را جمع و بسته بندی کرد و برای گوسفندان خود علف درو کرد و راه خانه را پیش برد در مسیر راه خانه با حیاتان برمی خورد و حیاتان به مراد می گوید محصولات را درو و بسته بندی کردی مراد گفت بله حیاتان باور نکرد گفت علفهایت را در مسیر راه بگذار بریم ببینیم چکار کردی مراد اصرار کرد که علف هایم را اگه اینجا بگذارم گله گوسفند در این مسیر می آیند و آنها را می خورند  حیاتان می گوید اگر علفهایت را گوسفندان بخورند من تمام گوسفندان را زنده نمی گذارم به هر حال مراد مجبور شد که به همراهی حیاتان  به مزرعه برگردد  حیاتان و مراد به مزرعه  رفتند  و بعد از مشاهده حیاتان به مراد گفت محصول این فصل تمام آن مال شما مراد قبول نکرد وبه راه خود ادامه داد و علفهایش که در مسیر راه بود دست نخورده بود برداشت و به خانه بازگشت

خاطره مرد صحرا با ملایوسف رند

روزی از روزها حیاتان و ملا یوسف از سرباز می خواستد به دهکده ملونگ برگردند در آن زمان وسیله نقلیه نبود با شتر و یا پای پیاده به سفر می رفتند خلاصه در مسیر راه به جنگلی انبوه بر می خورنددر آن جنگل پرندگان زیادی وجود داشت از جمله کبوتر وحشی مرغی بنام کبوتر چاهی یا شالی ملایوسف به حیاتان می گوید بیا این دو کبوتر وحشی که در مقابل ما هستند یکی را شما شکار کن و دیگری را من ببینیم تیر کدام یک از ما به هدف می خورد حیاتان خطاب به یوسف می کند و می گوید چطور ممکنه که بدون تفنگ شکار بکنید حیاتان با تفنگ و یوسف با چشمان صیادی خود شرو به توصیف کردن کبوتر کردکبوتر شروع به جست و خیز نمود و مرد و حیاتان شکارش را هدف گلوله قرار داد ولی شانس بد تیر به کبوتر نخورد و کبوتر پرواز کرد حیاتان از ناراحتی چیزی نگفت باز به راه خود ادامه دادند تا به دهکده ملونگ رسیدند.

خاطره مسافر و مردصحرا

روزی از روزها مسافری سوار بر شتر خود بود در مسیر دهکده ملونگ در حال حرکت بود از شدت خستگی راه طاقت حرکت نداشت و علوفه ای هم برای شتر به همراه نداشت در مسیر راه او به مزرعه سرسبزی برمی خورد کسی را در آن اطراف نمی بیند و فرصت را غنیمت می شمارد و مقداری علوفه برای شتر خود درو می کند از قضا با مردی ناشناس کنارش می آید و به مسافر می گوید چکار می کنی و از کجا می آیی چرا این علوفه های مزرعه مردم را درو کردی مسافر تمام ماجرا را برای مرد ناشناس تعریف می کند و آن دلش برای مسافر می سوزد و مقدار زیادی علوفه باهم درو می کنند و باز مرد ناشناس به مسافر می گوید راستی علوفه ها را که درو کردیم آیا از من پرسیدی که این مزرعه چه کسی است مسافر تعجب کرد گفت مال چه کسی؟ مردناشناس گفت این مزرعه مال حیاتان مسافر با شنیدن نام حیاتان ترس بر اندام شدچون شنیده بود که حیاتان مردی تند مزاج است وعلف ها را رها کرد و خواست زود از کنار مزرعه دور شود و گفت من علف نمی خواهم باز مرد ناشناس به مسافر گفت آنطور که شما شنیده ای نیست من حیاتان هستم نترس علوفه ها را من خودم درو کردم به شما دادم ومهمان را به منزل دعوت کرد و بعد از آب و غذا مسافر از حیاتان خداحافظی کرد و رفت و هیچ وقت برای سفر از این مسیر نیامد این مرد مسافر ساکن کستگ که از روستاهای ناحیه شهر پیشین بود.

*حیاتان نماد و سنبل شجاعت و مردانگی بود و او بعدها بر اثر اتفاقات روز مره زندگی موجب سرسختیش شد داستان زندگی مرد صحرا هنوز ادامه دارد انشاء الله زنده ماندیم و خداوند کریم فرصت دباره ای نصیب ما کرد ادامه زندگی و سرنجام عاقبت کشته شدنش را هم خواهیم نوشت.

حکایت های مرد صحرا را اگر جمع آوری و گردآوری کنیم زمان  می خواهد و اگر برای نوشتن زندگی این شخصیت بپردازیم شاید بیش از یک کتاب باشد دوستان عزیز و خوانندگان سایت دهستان حیط ما را در جهت نوشتن زندگی مرد صحرا یاری نمایید و اگر در این داستان مطالبی مبهم و گنگ هست بخاطر خلاصه بودن زندگی این شخصیت  بوده است  و اینجانب اسلام رندبلوچ نویسنده این داستان هستم و به خود اندیشیده ام که شخصیت های گذشته و انسانهای عصر قدیم و  یا واضح تر بگوییم معرفت و دوستی نسبت به قبیله خود و سایر قبایل داشتند و نژادپرستی هم رونق خاصی داشته ولی ما باید از گذشتگان درس بگیریم و فکر نسل آینده قوم بلوچ باشیم و دشمنی بین بعضی ازطائفه های بلوچ موجب شده است که اتحاد و همبستگی از بین برود. برادران ارجمند : ما از خاک آفریده شده ایم و به خاک باز خواهیم گشت البته این نیست که بگوییم که پاک و مبرا هستیم زیرا خداوند متعال بر اعمال ما انسانها آگاه و بینا است.


بقلم اسلام رندبلوچ سربازی

این داستان ادامه دارد...............................

مهلت انصراف از دریافت یارانه تمدید شد.

اطلاعیه:

سایت خبری دهستان حیط :

سازمان هدفمندی یارانه‌ها اعلام کرد: مهلت مراجعه به سایت رفاهی برای دریافت کنندگان پیامک یا متقاضیان ۲۸ هزار تومان تا ساعت 24 روز پنجشنبه 14 اردیبهشت تمدید شد.

 سازمان هدفمندی یارانه‌ها در اطلاعیه‌‌ای اعلام کرد: مهلت مراجعه به سایت رفاهی(www.refahi.ir) برای دریافت کنندگان پیامک یا متقاضیان ۲۸ هزار تومان تا ساعت 24 پنجشنبه 14 اردیبهشت تمدید شد.

مهلت انصراف از دریافت یارانه تمدید شد.

خبرگزاری فارس: مهلت مراجعه به سایت رفاهی تا پنج‌شنبه تمدید شد

به گزارش سرویس اقتصادی باشگاه خبرنگاران،در اخبار ساعت 14 سیما اعلام شد مهلت اعلام انصراف و یا عدم انصراف از دریافت یارانه ها تا ساعت 24 پنجشنبه هفته جاری تمدید شد.

  سید جلال الدین عارفیان معاون سازمان هدفمندی گفت: كسانی كه پیامك را دریافت و به سامانه مراجعه نكرده اند  سازمان هدفمندی یارانه ها از آنها به عنوان انصراف از دریافت یارانه  یاد می كند.

 وی ادامه داد: فقط كسانی كه پیامك دریافت كرده اند باید به سامانه مراجعه كنند غیر از این گروه و برای رفاه حال همشهریان عزیز تاساعت 24 تمدید كردیم.

اوجی کارشناس اقتصادی در ادامه درباره مشكل ایجاد شده در سامانه www.Refahi.ir  گفت: مشكلی كه در یك ماه گذشته اعلام شده با توجه به اینكه عده زیادی از مردم در طی روزهای اخیر وارد این سامانه شده اند برای اصلاح اطلاعات ثبت شده خود در سامانه هدفمندی یارانه ها برای اعلام انصراف یا عدم ا نصراف بیشتر به وجود آمده كه این تراكم در این روزهای پایانی بیشتر هم شده به همین علت سازمان هدفمندی یارانه ها به منظور رفاه هرچه بیشتر مردم مهلت اصلاح اطلاعات اقتصادی در خصوص انصراف یا عدم انصراف در مورد دریافت یارانه نقدی را تا ساعت 24 روز پنجشنبه تمدید كرده است.

 

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.

پیامکهای مبنی بر داشتن تمکن مالی برای تعدادی از هموطنان از سوی سازمان هدفمندی ارسال شده بود که از آنها خواسته شده بود، از دریافت یارانه ۲۸ هزار تومان مرحله دوم هدفمندی یا کل یارانه و یا نیم یارانه یا یارانه ۲مرحله انصراف دهند.

سازمان هدفمندی یارانه قبلا نیز اعلام کرده بود،عدم مراجعه به سایت رفاهی به منزله انصراف از دریافت یارانه مرحله دوم تلقی می‌شود.

عکس هایی از طبیعت قصرقند

شالیکاری قصر قند

غروب قصرقند در کنار رود کاجو

شالیزارها روستای لوریانی قصرقند

نمایی از شالیزارها قصرقند از بالای قلعه کوه

سه حکایت شنیدنی

                      سه حکایت شنیدنی

                           

شاعر بی پول

یک شب نصرت رحمانی وارد کافه نادری شد و به اخوان ثالث گفت : من همین حالا سی تومن پول احتیاج دارم . اخوان جواب داد : من پولم کجا بود ؟ برو خدا روزی ات را جای دیگری حواله کند. نصرت رحمانی رفت و بعد از مدتی بر گشت و بیست تومان پول و یک خودکار به اخوان داد . اخوان گفت این پول چیه ؟ تو که پول نداشتی . نصرت رحمانی گفت : از دم در ؛ پالتوی تو رو ورداشتم بردم پنجاه تومن فروختم . چون بیش از سی تومن لازم نداشتم ؛ بگیر ؛ این بیست تومن هم بقیه پولت ! ضمنا، این خودکار هم توی پالتوت بود

میرسونمت

یک شب که باران شدیدی میبارید پرویز شاپور از شاملو پرسید : چرا اینقدر عجله داری ؟ شاملو گفت : می ترسم به آخرین اتوبوس نرسم . پرویز شاپور گفت : من میرسونمت . شاملو پرسید : مگه ماشین داری ؟ شاپور گفت : نه ! اما چتر دارم

مراعات همسر

همسر حمید مصدق -لاله خانم - روی در ورودی سالن خانه شان با خط درشت نوشته بود: حمید بیماری قلبی دارد . لطفا مراعات کنید و بیرون از خانه سیگار بکشید . خود حمید مصدق هم میآمد بیرون سیگار میکشید و میگفت : به احترام لاله خانم است

مصاحبه خواندنی و البته طنز وبلاگ گیتار چابهار با یعقوب جدگال

جناب آقای جدگال که با عزم راسخ وارد میدان مجلس شد تصمیم گرفت که تمام مشکلات حوزه انتخابیه

خودش را حل کند و در این حوزه کلمه "مشکلات"را حذف کند!

جملات به کاربرده شده در این متن واقعی هستند یعنی گنش(گزافه گویی)نیستند.

http://img4up.com/up2/45901378353352062600.gif

ن.ح:آقای جدگال بنده فارغ التحصیل شیلات و جویای کار هستم شیلات چابهار در پی استخدام نیرو هست ،...،برای من کاری انجام بدهید.

جدگال:من نمی دونم ،این همه کشتی(لنج)توی دریا هست برید روی کشتی ها(لنج) کار کنید.

امید بی وس:چشم آقای جدگال،از شما که یک زمانی معلم بودید همچنین حرفی بعیده،والا،دردوران مدرسه به ما می گفتید درس بخوانید تا در یک اداره ی استخدام شوید درس رو رها نکنید، و این حرفا.آخه مرد مومن اگه ایشون نمی رفت درس بخونه همون مواقع می رفت دنبال کار لنج تا حالا خودش صاحب دو تا لنج می بود.خیلی زحمت کشیدید که همچنین پیشنهادی دادید حتما مد نظر قرار خواهد گرفت.

ح.م:آقای جدگال برادرم مریض است و نیاز هست که برای مداوا به پاکستان برده شود مرز پیشین را مثل اینکه بستن و اجازه ورود و خروج نمی دهند بی زحمت این قضیه رو برای ما حل کنید...


ادامه مطلب

دیدار محمد سعید اربابی با مردم دهستان چانف

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان محمد سعید اربابی منتخب مردم حوزه انتخابیه شهرستان های ایرانشهر،سرباز و دلگان و بخش های آشار،بنت،فنوج و لاشار در ادامه دیدارهای عمومی با مردم  مناطق مختلف حوزه انتخابیه روز جمعه مورخه 8/2/91 با مردم مهمان نواز دهستان چانف دیدار نمودند.

http://axgig.com/images/57095359207673567151.jpg

در این سفر كه بخشدار لاشار و جمعی از معتمدین ایشان را همراهی می كردند مورد استقبال بی نظیر مردم چانف و روستاهای اطراف قرار گرفتند و با مردم روستاهای شهریانچ، برشك؛ ناگوك، گوانك، هیتكان، دبگوزان و منطقه دورافتاده هبودان از نزدیك دیدار داشتند.

در ادامه برنامه ها،ایشان و هیات همراه در نماز جمعه چانف شركت کرده و در جمع مردم دهستان چانف به ایراد سخن پرداختند.محمد سعید اربابی ضمن تشکر از حضور پرشور مردم دهستان چانف در انتخابات از مسوولیت پذیری مردم این منطقه تقدیر و تشکر کرد.اربابی یادآور شد برای پیگیری و بررسی مشکلات مردم دهستان چانف بارها به این منطقه سفر خواهد کرد و از نزدیک با مردم  مهمان نواز چانف دیدار خواهد کرد. در این جلسه علاوه بر ایشان مولوی مباركی امام جمعه چانف، مولوی جعفری و بخشدار لاشار ضمن خیرمقدم به منتخب محترم ، گزارشی از وضعیت و اقدامات صورت گرفته ارائه نمودند قابل ذكر است دهستان چانف برابر مصوبه دولت چند ماه قبل به بخش ارتقاء یافته است اما تاكنون بخشدار آن معرفی نشده است و یكی از مهمترین خواسته های مردم افتتاح بخشداری آهوران به مركزیت چانف می باشد.لازم به یادآوریست که مردم دهستان چانف از نداشتن آب شرب بهداشتی رنج میبرند و این موضوع را پس از تبدیل شدن دهستان چانف به بخش چانف،یکی دیگر از مشکلات خود میدانند.

جهت مشاهده تصاویر بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمائید...

ادامه مطلب

در گیریهای شدید در كراچی بین بلوچها و مهاجران

 

به گزارش اخبار بلوچ و بلوچستان درگیری پلیس عصر روز یكشنبه با شماری از افراد مسلح فعال در منطقه لیاری كراچی باعث كشته شدن دو نفر و زخمی شدن شماری دیگر از جمله دو افسر پلیس و دو تصویربردار شبكه های خبری خصوصی شد.

http://img4up.com/up2/49319322013104316169.jpg

بر پایه این گزارش اکثر ساکنین در منطقه لیاری کراچی بلوچ میباشند،که با بلوچهای استان سیستان و بلوچستان(جمهوری اسلامی ایران) نسبت فامیلی نزدیکی دارند.درگیری بلوچهای پاکستان با مهاجران چند سال است که ادامه دارد و متاسفانه به دلیل ضعف شدید حکومت مرکزی در کنترل امنیت و برقراری صلح بین این دو گروه، به صورت روزانه شاهد این درگیری های خونین هستیم.

به گفته شبكه های خبری محلی، این درگیری در ادامه سه روز برخورد دو گروه از بلوچها و مهاجران در منطقه لیاری صورت گرفت كه با دخالت پلیس برای برقراری امنیت در كراچی شدت بیشتری یافت.مهاجران افراد(گروهی) هستند که از کشورهای دیگر نظیر هندوستان و ... به پاکستان مهاجرت کرده اند،این گروه معتقد است که ایالت سند به مرکزیت کراچی متعلق به آنان است و بلوچها باید از این منطقه خارج بشوند،افغان های پاکستان نیز رابطه بسیار دوستانه ای با بلوچها دارند و در این درگیری ها در کنار مردم بلوچ بر ضد مهاجران میجنگند... 

ادامه مطلب

داستان آموزنده “پسر تنبل”

داستان آموزنده “پسر تنبل”

مردی پسر تنبلی داشت که از زیر کار درمی‌رفت و همه چیز را به شوخی می‌گرفت. روزی او را نزد حکیم آورد و گفت: “از شما می‌خواهم به این پسر من چیزی بگویید که دست از این تنبلی و بی‌تفاوتی‌اش بردارد و مثل بقیه بچه‌های این مدرسه به دنیای واقعیت و کار و تلاش برگردد.”

حکیم با لبخند به پسر نگاه کرد و گفت: “پسرم اگر تو همین باشی که پدرت می‌گوید زندگی سخت و دشواری مقابلت هست. آیا این را می‌دانی؟”

پسر تنبل شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: “مهم نیست؟”

حکیم با تبسم گفت: “آفرین به تو که چیزی برای گفتن داری. لطفاً همینی که می‌گویی را درشت روی این تخته بنویس و برای استراحت با پدرت چند روزی میهمان ما باش.”

صبح روز بعد وقتی همه شاگردان برای خوردن صبحانه دور هم جمع شدند حکیم به آشپز گفت که برای پسر تنبل غذای بسیار کمی بریزد. طوری که فقط سر پایش نگه دارد.

پسر که از غذای کم خود به شدت شاکی شده بود نزد حکیم آمد و به اعتراض گفت: “این آشپز مدرسه شما برای من غذای بسیار کمی ریخت!”

حکیم بی آن که حرفی بزند به نوشته‌ای که شب قبل پسر روی تخته نوشته بود اشاره کرد و گفت: “این نوشته را با صدای بلند بخوان! حرفی است که خودت نوشته‌ای!”

روی تخته نوشته شده بود: “مهم نیست!” و این برای پسر تنبل بسیار گران تمام شد. ظهر که شد دوباره موقع ناهار غذای کمی تحویل پسر تنبل شد. این بار پسر با اعتراض همراه پدرش نزد حکیم آمد و گفت: “من اگر همین‌طوری کم غذا بخورم که خواهم مرد.”

حکیم دوباره به تخته اشاره کرد و گفت: “جواب تو همین است که خودت همیشه می‌گویی!”

روز سوم پسر تنبل زار و نحیف نزد حکیم آمد و گفت: “لطفاً به من بگویید اگر بخواهم غذای کافی به دست آورم چه کار کنم؟”

حکیم به آشپزخانه رفت و گفت: “هر چه را آشپز می‌گوید تا ظهر انجام بده!”

پسر تنبل تا ظهر در آشپزخانه کار کرد و ظهر به اندازه کافی غذا خورد. او خوشحال و خندان نزد حکیم آمد و گفت: “چه خوب شد راهی برای نجات از گرسنگی پیدا کردم!” و بعد خوشحال و خندان برای تأمین شام خود به آشپزخانه برگشت.

پدر پسر تنبل با تعجب به حکیم نگاه کرد و از او پرسید: “راز این به کار افتادن فرزندم چه بود؟”

حکیم با خنده گفت: “او حق داشت بگوید مهم نیست! چون چیزی که برای شما مهم بود و برای حفظ اهمیتش حاضر بودید تلاش کنید، او به خاطر تنبلی‌اش و این که همیشه شما بار کار او را بر دوش می‌گرفتید دلیلی برای نامهم شمردنش پیدا می‌کرد. اما وقتی موضوع به گرسنگی خودش برگشت فهمید که اوضاع جدی است و این‌جا دیگر جای بازی نیست معنی مهم بودن را فهمید و به خود تکانی داد. شما هم از این به بعد عواقب کار و نظر او را مستقیم به خودش برگردانید و بی‌جهت بار تنبلی او را خودتان به تنهایی به دوش نکشید. خواهید دید که وقتی ببیند نتیجه اعمال ناپسندش مستقیم متوجه خودش می‌شود اعمال درست برای او مهم می‌شوند و دیگر همه چیز عالم برایش نامهم نمی‌شوند.”



داستان زیبا

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.
کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام» رییس پرسید: «بابا خونس؟» صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»
ـ می تونم با او صحبت کنم
کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»
رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»
ـ بله
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
دوباره صدای کوچک گفت: «نه»
رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید:

« آیا کس دیگری آنجا هست؟»
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»
رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: «آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»
ـ مشغول چه کاری است؟
کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»
رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»
صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلی کوپتر»
رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»
کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: «گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.»
رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: «آنها دنبال چی می گردند؟»
کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من».

عکسهای زیبا طبیعت سرباز فیروز اباد

                                         عکسهای زیبا  طبیعت سرباز فیروز اباد

 
  • تعداد صفحات :15
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

به انجمن وب نویسان بلوچ - یساری رای مکران - خوش آمدید."یساری" یا "یسارا"، کلمه ای قرآنی است که از ریشه "یسر" به معنی :سهل و آسانی" گرفته شده . و "رأی" در زبان عربی یعنی "دیدن".پس "یساری رای"یعنی،"آسان دیدن"-"شفاف دیدن"...

از همه وبلاگ نویسان بلوچ دعوت به عمل می آید در این انجمن که تابع قوانین جهموری اسلامی ایران است، عضو شوند.
واتس اپ:+989159455054

نظرات،انتقادات و پیشنهادات شما آینه پیشرفت ماخواهد بود.
....................................
باتشکر
مدیریت وبلاگ یساری رای مکران
مدیر وبلاگ : انــور

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • عملکرد یساری رای مکران راچگونه ارزیابی می کنید؟





نویسندگان



   



مرحوم استاد کمال خان

پادشاه و درویش

مکران من

وبلاگ-کد لوگو و بنر